۱۳۸۹ بهمن ۲۳, شنبه

معامله

دارم دست به کار بزرگی می زنم. از تهش می ترسم مثل همیشه. اما این ترس کافی نیست برای متوقف شدن!

اینجا می نویسمش تا ثبت شود. تا هوایم را داشته باشد ، داشته باشید ، داشته باشم …

این هم از استخاره:

گفتم به باد می‌دهدم باده نام و ننگ
گفتا قبول کن سخن و هر چه باد باد

سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست
از بهر این معامله غمگین مباش و شاد

میخواهم با دم شیر بازی کنم این بار …

امید که نه جگر ما دریده شود و نه دم شیر لگدمال …

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر