سلام.
آورده اند که …
شیطان یا چیزی شبیه به آن ، آدم بده ی داستان ، و حتی خدا ، همیشه بهترین ها را انتخاب میکنند برای بردن. منظورم مرگ نیست … آدم های خیلی خوب انتخاب می شوند برای آنکه به دیگران ها فهمانده شود که حتی بهترین ها هم می افتند … می لغزند …
برای این بهترین ها زنده ماندن سخت است . شاید زندگی کردن هم برایشان سخت باشد. این بهترین ها ، این آدم خوب ها ، ترجیح می دهند یک آدم خوب بمیرند تا اینکه آنقدر زنده بمانند تا با چشم های خودشان ببینند که به آدم بد تبدیل شده اند!! میبینید؟! همه می ترسند … نمی گویم ترس چیز بدی است . لزومش را هم انکار نمی کنم.فقط می خواهم دیگر بهشان حق بدهم. به ترس حق می دهم. باید حق بدهم …
بگذریم از ترس … داشتم می گفتم … خوب ها … آدم خوب ها یا آنها هستند که ما لیاقتشان را داریم یا آنها که نیازمندشانیم! خوبه نه؟!! آدم خوب های این دنیا … بیشتر از جنس دومند … که ما به آنها احتیاج داریم. از رئیس جمهور گرفته تا خیلی های دیگر ، آدم خوب هایی هستند که باید باشند. و آدم خوب های جنس اول همان اسطوره ها و قهرمان های داستان های تراژدی اند … همان ها که دیگر ما زیادی پیر شده ایم برای داشتنشان. زیادی ترسو شده ایم برای تحملشان.
هیچ وقت به این فکر کرده بودید که چرا این آدم خوب های جنس اول همیشه فراموش شدنی ترند … همیشه می میرند …؟ که آدم خوب های جنس دوم جایشان را میگیرند ؟!
این هم مثل یک جنگ می ماند … پایاپای یا غیر آنش را نمی دانم ولی هر چه هست همیشه یک پیروز دارد و آن هم اسطوره ها هستند … اسطوره هایی که با انتخاب می روند … انتخاب خودشان … می روند چون حقیقت همیشه به اندازه ی کافی خوب نیست … چون مردم بیش از اینها لیاقت دارند … چون سرنوشت باید روزی به مردم روی خوب نشان بدهد …این می شود که آدم خوب هایی که ما لیقاتشان را داریم اما نیازمندشان نیستیم باید بروند … باید فرار کنند و ما مثلا همیشه در لا به لای تاریخ و ادبیات و … به دنبالشان بگردیم و خیلی وقت ها اسمشان را در لیست آدم بد ها پیدا کنیم …
* خیلی وقت است فیلم ها انقدر تاثیرگذار شده اند یا من تاثیرپذیر شده ام؟!
* موسیقی : کالین!!