این اشکهاتان را
بر من های بی کس مانده تان نثار کنید
من های بی پناه خود را مرثیت بخوانید
...
ما خسته ایم آخر
ما خوابمان می آید دیگر
ما را به حال خود بگذارید
اینجا سرای سرد سکوت است
...
( زیاد جدی نگیرین)
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
می ترسم از آنکه بانگ آید روزی کای بی خبران راه نه آنست و نه این همین.
مال اخوانکمه ها!
پاسخ دادنحذفاینجا منعیت غوغا می کند،آنجا را نمی دانم ...
پاسخ دادنحذفآخ شیطونه میگه یه لحاف تشک بیاریم همین وسط بیگیریم شید (به لهجه ی کاشی ها یعنی پهن) کنیم یه دل سیر با هم بخوابیم و به امید خدا بعدشم دیگه پا نشیم! لالایی ش هم با خودم!
پاسخ دادنحذف