۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۵, شنبه

مرگ

باورم نمیشه مردن انقدر کاربرد داره. انقدر که بیشتر نوشته ها اخیرا ها فقط راجع به مردن حرف میزنن.
زنده بگور ... هیجان انگیز نیست که آدم فراموش کنه نفس بکشه؟! فراموش کردن که کار سختی نیست. ما آدم ها خیلی راحت فراموش میکنیم و راحت تر از اون فراموش میشیم. چطوره طی یه جنبش دسته جمعی و همگانی ، همه با هم در یک لحظه فراموشش کنیم. زندگیو میگم. فراموش کنیم که نفس بکشیم. اونوقت همه چی تموم میشه. منم خیلی زود میتونم بفهمم بعد مرگ چه بلایی قراره سرم بیاد. خیلی زود میفهمم که بعد مرگ قراره چقدر پوچ باشه. از الان پوچ تر؟
راستش ... به نظر من پوچی زیادم بد نیست. یه جور سادگیه. مثل این که شما بخواین یه معمای پیچیده رو حل کنین. وقتی حل شه ، خب خیلی خوبه. زندگی به این پیچیدگی و هیجان انگیزی هم اگه حل شه ... باید پوچ به نظر بیاد ولی شاید خوب باشه.
من میترسم. اگه یه روز جرئت رویارویی با پوچیو پیدا میکردم ... مطمئنا همون روز نفس کشیدن هم فراموشم میشد ...
چه هیجان انگیز ...

۲ نظر:

  1. مردن چه قدر حوصله می‌خواهد
    بی آنکه در سراسر عمرت
    یک روز، یک نفس
    بی حس مرگ زیسته باشی!
    .
    .
    .
    پانته آ پروین حسینی،این روزها که می گذرد خودت همه چیز را می دانی:"نه هست های ماچونانکه بایدند،نه بایدها..."

    پاسخ دادنحذف
  2. فکر نکنم پوچ تر از چیزی که الآن پیش روی همه مان است چیزی وجود داشته باشد اما پیچیده کردن پوچی گاهی بد نیست به امید اینکه پوچ نباشد...
    "ما آدم ها خیلی راحت فراموش می کنیم و راحت تر از اون فراموش میشیم". راست می گویی. ساده کردیم همه ی کار های زندگی مان را -چه که فراموش کردن باشد یا فراموش شدن-...

    پاسخ دادنحذف